استارتاپاسنپتپسی

ماموریتِ ممکن؛ کمپین تبلیغاتی تپسی

اسنپ و تپسی مرزهای رقابت خود را با برندینگ و تبلیغات متمایز می‌کنند

گفته می‌شود لیلی هیچگاه به مجنون نرسید.

در مورد کوه هم کوه هم روایت مشابهی هست.

و نوشدارو هم اگر چه به سهراب رسید اما واقعا دیر شده بود.

تپسی اما می‌گوید حالا ممکن کردن این ناممکن‌ها کار اوست.

طی روزهای اخیر کمپین تبلیغاتی تپسی ، ضرب المثل‌ها و داستان‌های نشدنی کهن را دستمایه قرار داده است.

کمپینی که به نظر می‌رسد دارای ظرفیت‌هایی است که همچون کمپین‌های اخیر این استارتاپ در فضای جامعه خوب دیده وشنیده شود.

همچون کمپین‌های تبلیغاتی قبلی تپسی « از برزیل تا آرژانتین 4 هزارتومان! » « زنده باد مسافران / زنده باد رانندگان همه تاکسی‌های اینترنتی » و « به تعدادی یابنده / سازنده نیاز داریم» در اینجا هم یک شوخی کلامی در خدمت یک ایهام و اشاره به موضوع اصلی‌تری قرار گرفته است.

در اینجا هم هسته اصلی پیام تبلیغ روی حرکت و جابه جایی (Mobilityُ) هوشمند بنا شده است.

اما اگر در کمپین قبلی تاکید برغیر قابل باور بودن مسیر و قیمت برای مسافران بود در کمپین فعلی اشاره‌های مشخص‌تری به روند تخصصی کسب و کار تپسی در صنعت حمل و نقل شده است.

در کمپین تبلیغاتی تپسی همچنین تاکید بر انجام ناممکن‌ها، ناشده‌ها و محدودیت‌هایی است که در ( فضای سنتی حمل و نقل ) وجود  داشته است.

اشاره به فاصله کوه به کوه و تشنه به چشمه و مجنون به لیلی علاوه بر اینکه اشاره به موضوع تخصصی حمل و نقل است موضوع تمایز از رقیب اصلی ( اسنپ ) را هم در خود دارد.

و  احتمالا مفهوم  برخی از این شوخی‌ها ( مثل همان که خودتان میدانید و بیشتر از این مستقیم به آن اشاره نمی‌کنیم! )  با ریسک‌هایی انتقادی هم همراه است.

کمپین تبلیغاتی تپسی و ایجاد تمایز با رقیب

در حالی که شرکت اسنپ طی هفته‌های اخیر با تغییر برندینگ و لوگو عملا مدل کسب و کار خود را به سمت سوپراپ ( Super App) متمرکز کرده حالا تپسی با این کمپین واضح می‌کند روی تخصص حمل و نقل متمرکز شده است.
این موضوع به نوعی مشخص کردن مرزهای بین دو رقیب هم  هست.

به خصوص که شرکت اخیرا اعلام کرده بود  روی عرضه امکانات خاص برای رانندگان تپسی تمرکز کرده است.

اما کمپین تبلیغاتی تپسی در لایه زیرین خود به موضوع دیگری هم اشاره دارد: اشاره به ایرانی بودن که اتفاقا این موضوع هم در جهت تمایز از رقیب اصلی است.

تپسی با این کمپین با استفاده از ضرب المثل‌ها روی موضوع ایرانی بودن مشکلات و راه‌حل‌ها اشاره دارد.

استفاده از مثل‌های مشهوری که تلاش می‌کند ایرانی بودن تپسی را برجسته کند  و این هم چیزی نیست که مثلا شرکت اسنپ ( که اخیرا هم در رویداد یلدای استارتاپی تایید کردند  بیش از 80 درصد سهامش در اختیار خارجی‌هاست ) بتواند  از آن استفاده کند.

در پشت کمپین‌های اخیر شرکت تپسی شرکت فاینال تارگت قرار دارد.

شرکتی که پیش از این نیز در حوزه تبلیغات برای چندین استارتاپ ایرانی کارهای مشابه‌ای را انجام داده است.

 

برچسب ها

‫6 نظرها

  1. سلام و تقدیم احترام
    کشودن و بررسی تان قابل تقدیر و شایسته ی شمارش است
    هر چند تعمق و واکاوی هر موضوعی را نشود به اجماعی “کمال گرا” رسانید
    همین تلاش حضرت عالی به نوبه خود مورد استقبال و موجد آگاهی اصحاب تبلیغات قرار می گیرد
    دست مریزاد

  2. در واقع همین که ارزش و قدرت تبلیغات را خوب فهمیدن باعث تمایزشون میشه اما در بلند مدت اگر متناسب با شعارهاشون و ادعا هایی که می کنند نتونن خدمات به مشتریانشون برسونند کاملا به ضررشون خواهد بود یعنی میلیاردها تومان خرج کنی تا توجه مردم رو به خودت جلب کنی و یک دفعه به خودت بیایی ببینی توان انجامش رو نداری و این به معنای شکست خواهد بود آن هم از نوع سختش…

  3. هر خلاقیتی منجر به تحقق اهداف تجاری برند نخواهد شد. کوه به کوه، حسنی به مکتب، لیلی به مجنون، نوشدارو به سهراب چیزهایی نیست که ما رو یاد حمل و نقل و تاکسی بندازه.چون هم از این مبحث خیلی دوره و هم هر کدوم، در قالب ضرب المثل تعریف و معنی دیگه ای داره که در ذهن ما ایرانیا همین معنی و کاربرد قالب هست. تیم تبلیغاتی تپسی سعی کرده در راستای کمپین موفق قبلی خودشون که تگلاینهایی مثل از حجاب تا آزادی! با 4000 تومان داشت کمپینی رو اجرا کنه که به نظرم اجرایی ضعیف داشتن.تپسی سعی داشته با اغراق بیان کنه که هر چیزی رو می تونه برسونه و در واقع هر نوع حمل و نقل و جا به جایی توسط تپسی هوشمندترین راه رسیدن هست اما نوشدارو و سهراب، چیزی نیست که این موضوع رو در ذهن مخاطب عام تداعی کنه. نکته عجیب تر اینکه از چندین رنگ مختلف برای بیلبوردها استفاده کرده که جز برندبوک تپسی نیست.شکی نیست که دیدن جمله “لیلی به مجنون” و موارد مشابه روی بیلبورد چشم رو جلب می کنه و اصطلاحا eye-catching هست اما بعدش، صرفاً نام تپسی رو دوباره می بینیم بدون اینکه تاثیری عمیق در ذهن ما برجا بگذاره.اگر صرفا هدف یادآوری برند بوده که با هزینه های بسیار کمتر میشد به این هدف رسید نه با هزینه های میلیاردی بیلبوردی…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
بستن