تکنولوژی

دموکراسى الکترونيکى و شهروندى جديد (قسمت دوم )

نام نویسنده: لوئيس . اى . فريدلند

در همين زمينه:
بخش اول اين مقاله

نظرخواهى دموکراتيک و تکنولوژى جديد
ديپلماسى ديجيتال – در سالهاى دهه 1980 دو چارچوب بر مباحث ارتباط دموکراسى و تکنولوژيهاى جديد ارتباطى ، در ايالات متحده حاکم بود . چارچوب نظر خواهانه يا مبتنى بر رايزنى و چارچوب مبتنى بر همه پرسى در چارچوب مبتنى بر همه پرسى ، افراد عقيده و نظر خود را به طور مستقيم ، از طريق يک بازار الکترونيکى گسترده ابراز مى کنند .
اگر شبکه ها به اندازه کافى همگانى و گسترده باشند ، بر آينده ديدگاههاى فردى ، راه را براى بروز سريع خواست همگانى هموار خواهد کرد . اين نگره تله دموکراسى با دموکراسى از راه دور ( Teledemocracy ) را هواداران دموکراسى فراگپر ، آينده گرايان و تلويزيون کابلى مشارکتى که در جستجوى جواز خود گردانى بود ، با شور و حرارت در دهه هاى 1970 و 1980 ترويج کردند .
تله دموکراسى ، با طرح ريزى مجدد ليبراليزم کلاسيک در دوره هاى آينده ، چارچوب دموکراتيک محکمى را عرضه مى کند . اين مدل يا الگوى دموکراسى ، نشانگر بازار تبليغاتى اى است که در آن ، کسانى که بهتر از ديگران بتوانند رسانه هاى همگانى را تجهيز کنند ، براى کنترل نتيجه همه پرسى هاى الکترونيکى ، در موقعيت برترى قرار مى گيرند .
نگره مبتنى بر همه پرسى ، ديدگاهى زنده و پويا است که همه مردم باوران ( Populists ) محافه کار و همه فن شناسانى که ارتباطات الکترونى را در ذات خود ، يک هدف دموکراتيک مى پندارند ، به خوبى آن را پذيرفته اند .
بر خلاف دموکراسى مبتنى بر همه پرسى ، مدلهاى مبتنى بر نظر خواهى يا رايزنى ، دموکراسى نمايندگى را همچون نقطه عزيمت در نظر مى گيرند و در پى آن هستند که چگونه قدرت و جنبه مشارکتى اين نوع دموکراسى را تقويت کنند . آبرامسون و همکارانش ، در پى يک چارچوب اشتراکى ( Communitarian ) هستند که بر نظر خواهى يا رايزنى ، بيش از راى گيرى مستقيم تاکيد دارد و در جمعيت هاى قابل شناسايى و در نگره اى از خير عامه که فراسوى علايق گروهى و فردى است ، ريشه دارد .
با اين حال ، آنان مفهوم کثرت باورانه رقابت گروههاى بهره ور ( Interest Group ) را همچون اصلاح کننده مهم ديدگاه اشتراکى در نظر مى گيرد ، حتى اگر کثرت گرايى ( Pluralism ) به واسطه بينشى تقليل گر از دموکراسى ، به رقابت گروههاى بهره ور براى دستيابى به منافع اندک محدود گرديد . ديدگاه فيشکين ( Fishkin ) مبتنى بر عقيده سنجى نشر خواهانه از يک نمونه آمارى از شهروندان (البته اين نمونه آمارى چندان گسترده نيست که مانع بحث معنى دار شود ) با فرض اينکه عقايد عموم در فرايند نظر خواهانه وارد شود ، در پى مدل سازى از خواسته و نظر عموم مردم است .
نظريه مهم هابرس درباره قلمرو عمومى( يا همگانى ) تا پيش از انتشار آن به زبان انليسى در سال 1989 ، تاثير نسبتاٌ کمترى بر مباحث مربوط به اين موضوع در ايالات متحده داشت . هابرماس نظريه گسترده اى را درباره پيدايش و زوال زندگى همگانى (عمومى ) در غرب و دلايل و اسباب ساختارى آن بيان مى کند که زوال قلمرو همگانى مبتنى بر صنعت چاپ در اويل قرن نوزدهم را نيز شامل مى شود . اما هابرماس ، استلزامات تکنولوژيهاى مدرن ارتباطى را تنها به شيوه اى عجولانه و جزيى نگر نشان مى دهد کرى ( Carey ) روابط در هم تافته ميان تکنولوژى و دموکراسى را از نظر گاه فرهنگ دموکراتيک و با پيش بينى پيدايش مقولات تازه اى که در کنش دموکراتيک ريشه دارد ، به نمايش گذارد .
در آخرين سالهاى دهه 1980 و نخستين سالهاى دهه 1990 يعنى زمانى که بحثهاى نظرى همچنان معطوف به مدلهاى مبتنى بر همه پرسى و مدلهاى مبتنى بر نظر خواهى بود ، تحولاتى که در عرصه ساختار اجتماعى و هم در عرصه تکنولوژى پديد آمد ، مجموعه مسائل تازه اى را پيش کشيد . در همان زمان نوآورى مدنى ، در وهله اول به عنوان کنشى براى حل مشکلات ، در ميان گروههاى ذينفع عامه ( Grassroots ) در حال شکوفايى بود . در اين آزمايشگاه مدنى ، آزمايشگاه دقيق و استادانه اى با فرايندهاى نظر خواهانه ، در سازوکار ايجاد ارتباط فزاينده و اطمينان و اعتماد ، ريشه مى گرفتند . به اين ترتيب ، آنچه در مرکز نوآوريهاى دموکارتيک جاى دارد ، تجهيز و بسيج سرمايه هاى جمعى و توجه به کنش همگانى و عمومى براى حل مشکلات است ، نه نمونه هاى نماينده آمارى و جماعتهاى فرض نظر دهنده .

Http://www.Ayandeh.org

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا