تکنولوژی

سه درس مهم از مدیرعامل لینکدین

جف وینر Jeff Weiner از زمان قبول تصدی مدیر ارشد اجرایی لینکدین در سال ۲۰۰۹، تمام تلاش خود را به‌کار بست تا عنوان «بالاترین رتبه مدیر ارشد اجرایی» را به خود اختصاص دهد. او عضویت در شبکه لینکدین را از ۳۳ میلیون به بیش از ۴۳۰ میلیون رشد داده و درآمد آن را از ۷۸ میلیون دلار به بیش از ۳ میلیارد دلار رسانده است. اما با همه اینها، وینر هرگز از موضوعات مهم در زندگی غافل نشد. این دلیلی است که چرا این توییت او در عین سادگی بسیار ژرف و عمیق است. این توییت همه چیز را ورای شغل، نقش، رتبه و موقعیت، در چشم‌انداز وینر نشان می‌دهد.

سه درس مهم از مدیرعامل لینکدین

همه ما وقتی پیرتر می‌شویم، بیش از پیش به این موضوع پی می‌بریم که قدر این چیزها را ندانستیم. این جمله وینر شاید برای همه ما زنگ هشداری باشد. اما بیایید به عادات رهبری سازمانی وینر نگاه عمیق‌تری بیندازیم و ببینیم که او چگونه قدر این سه فضیلت، سلامت، دوستی و زمان را می‌داند.

سلامت: گرچه «سلامتی» می‌تواند شکل‌های بسیاری داشته باشد، وینر همیشه به اهمیت مدیتیشن در جهان کسب‌و‌کار تاکید کرده است. او از اپلیکیشن Headspace برای مدیتیشن روزانه و تفکر مثبت و تمرکز بهتر استفاده می‌کند. مسیر دیگری برای یک زندگی حرفه‌ای سالم‌تر که منجر به شادی شود اغلب نادیده قرار گرفته شده است: عاری از خودپرست بودن و بهتر کردن زندگی دیگران. وینر در یک برنامه تلویزیونی می‌گوید که او با ۵ مورد کلیدی که از مشاورش ری چمبرز آموخته است، زندگی می‌کند:

• در لحظه زندگی کنید.

• به دنبال آنچه دوست دارید بروید.

• ناظر بر تفکرات خودتان باشید. این مورد وقتی احساساتی می‌شوید بسیار مهم است.

• هر روز برای حداقل یک چیز قدردان باشید؛ هر روز صبح، یک چیز از روز قبل پیدا کنید که به‌خاطر آن سپاسگزار باشید و آن را در تمام روز تکرار کنید.

• تمام تلاش خود را برای خدمت به دیگران به‌کار ببندید.

زمان: به عنوان یکی از قدرتمندترین مدیران اجرایی در جهان تکنولوژی، وینر روزانه زمانی را پیدا می‌کند تا هیچ کاری انجام ندهد. شاید این نکته تعجب‌برانگیز باشد اما برای وینر، دور شدن از مشغله‌ها برای تنها «تفکر» (یا مدیتیشن) مهم‌ترین ابزار بهره‌وری است که او از آن استفاده می‌کند. او جلسات را تعطیل می‌کند و از این فرصت رایگان برای تفکر در مورد آینده و یافتن بهترین روش برای بهبود کسب‌و‌کار بهره می‌برد. به گفته او این نوع از تفکر پیوسته و متمرکز اغلب برای «سوال پرسیدن از فرضیات، ایجاد شبکه، اشتراک ایده‌های همکاران معتمد و تکرار آن از طریق سناریوهای متعدد.» به عبارت دیگر، همه اینها به زمان دقیق نیاز دارد و این زمان تنها زمانی در دسترس خواهد بود که شما آن را برای خودتان آزاد کرده باشید. او همچنین یک درس بسیار مهم از استیو جابز آموخته است؛ درسی که او روزانه آن را تمرین می‌کند: با این پرسش از خودتان و تیم‌تان شروع کنید که «اگر می‌توانستیم تنها یک کار انجام دهیم، آن کار چه خواهد بود؟» توصیه وینر، تمرکز بر انجام کارهای کمتر اما با کیفیت بهتر است. متاسفانه، این شیوه‌ای نیست که اکثر ما روزمان را شروع کنیم، این طور نیست؟ به‌جای اینکه به اولویت‌های زندگی‌مان برسیم، وظایف بسیار زیادی را بر عهده خودمان می‌گذاریم. به کسانی که زمان و توجه را می‌خواهند «نه» نگوییم و با جلسات بی‌وقفه که باعث پیشرفت شخصی و سازمانی ما هم نمی‌شوند، برنامه‌های کاری به شدت فشرده تنظیم می‌کنیم.

دوستی: دوستی موجب بهبود زندگی حرفه‌ای و شخصی وینر شد. اما ما به سختی دوستی را به عنوان یک اصل کسب‌و‌کار مشارکت می‌دهیم. وینر به‌طور واضح تمرین یک شکل دوستی از رهبری سازمانی را می‌پذیرد که آن را «مدیریت از روی دلسوزی» می‌نامد؛ این نوع مدیریت به این معناست که گاهی بهتر است خود را جای فرد دیگر بگذارید. این نگرش هوشیارانه برای رهبری سازمانی به شدت مسیر شغلی او را تحت‌تاثیر قرار داد. بازخورد دلسوزانه شما را در جایگاه فرد دیگری قرار می‌دهد و موجب خواهد شد تا بدانید که شاید این فرد تجربیات دردناکی را پشت سر گذاشته باشد. آنگاه شما نیز تمام تلاش خود را به‌کار می‌گیرید تا موانع را از پیش پای او کنار بگذارید و رنج‌های او را تسکین دهید. به عبارت دیگر، دلسوزی، شکل عینی‌تری از همدلی است. این ایده مشاهده مسائل از چشم‌انداز فرد دیگر بخصوص در مسائل کاری، می‌تواند بسیار گرانبها باشد.

وینر همچنین به عشق بین خود و همسرش نیز تاکید می‌کند. او در مصاحبه‌ای گفته است که بخش زیادی از کاری که او برای تغییر خودش از یک مدیر به شدت سختگیر به مدیر موفق در حال حاضر انجام داده است به ملاقات با همسر فوق‌العاده‌اش مربوط است. چیزهایی مانند شاد بودن، دلسوز و مهربان بودن؛ توانا بودن در ارتباط با مشارکت با دیگران و داشتن توازن در زندگی همگی به دیدار با همسرش، لیزت، مربوط است. او می‌گوید حضور همسرش در زندگی او همه چیز را تغییر داد. آموختن این درس‌ها باعث شد تا او به فرد بهتری هم در زندگی کاری و هم برای همسرش تبدیل شود.

منبع : دنیای اقتصاد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا