گفت و گو با دکتر ربيعی مدير مرکز آی سی تی پیشرفته شریف( بخش دوم)
نام نویسنده: معصومه لطفى – masoomehlotfi@yahoo.com
هموطن- در بخش اول مصاحبه با دکتر حميدرضا ربيعى، مدير مرکز ICT پيشرفته شريف، پيرامون چگونگى شکل گرفتن مرکز فناورى اطلاعات و ارتباطات پيشرفته شريف که مدت 3 سال از آغاز فعاليت آن مى گذرد و تنها از طريق انجام پروژهها، بودجه خود را تامين مىکندآشنا شديد.
ضمن اينکه در آن بخش دکتر ربيعى تصريح کرده بود که اگر شايعاتى در مورد ارائه بودجه به مرکز وجود دارد به شدت آن را تکذيب مىشود.
همچنين يکى از پروژه هاى مرکز يعنى دانشگاه پيام نور که مبناى آن به کارگيرى فناورىهى جديد در راستاى اهداف دانشگاه پيام نور است معرفى و زمان بهره بردارى از آن، اطلاع رسانى شد.
در اين بخش به موضوعى پرداخته شده که بسيار مورد توجه افراد، بخصوص محافل خبرى است و آن همان پروژه معروف مرکز ICT پيشرفته شريف، يعنى لينوکس فارسى است.
-جناب آقاى دکتر ربيعى، در خصوص پروژه لينوکس که به عنوان يکى از پروژههاى خاص و زبانزد مرکز محسوب مى شود توضيح بفرمائيد؟
پروژه لينوکس فارسى به همت جوانان و شرکتهايى که درگير هستند در حال انجام است و تيمى که در مرکز اين جريان را رهبرى مىکند، با علاقه و انگيزه، کار را ادامه مى دهد.
براى شفاف سازى مسئله نيز عرض مىکنم که براى اين پروژه کلا دو قرارداد وجود داشته که سال اول مبلغ 39 ميليون تومان و در سال دوم حدود 49 ميليون تومان اعتبار ارائه شده است و مجموع 90 ميليون تومان مذکور، از بودجه شوراى عالى اطلاع رسانى و از طريق شوراى عالى انفورماتيک تخصيص داده شده است .
سال سوم نيز که امسال محسوب مى شود، فعاليتها با همان شدت ادامه دارد و شايد در صحنه فرهنگ سازى بسيار فعالتر از 2 سال گذشته بوده، اما متاسفانه هيچ قراردادى بسته نشده و از سال 83 پروژه بدون قرارداد در حال سپرى شدن است.
البته ما درخواست بودجه کرده ايم، اما با توجه به فعاليتهاى در نظر گرفته شده علاوه بر بخش هاى فنى پروژه لينوکس، بخش هاى فرهنگ سازى و تهيه راهبرد نرم افزارى متن باز را نيز به آن اضافه کرده ايم.
درخواست مرکز حدود 130 ميليون تومان در بعد مديريت، نظارت و راهاندازى است که البته پروژهها را به هيچ وجه خودمان اجرا نمىکنيم و سعى مىکنيم شرکتهاى مناسب را شناسايى کرده و کار را به آنها بسپاريم.
به عبارتى در لينوکس، 13 زير پروژه تعريف شده که هيچ کدام را خود انجام نداده ايم و با انجام مناقصه و انعقاد قرارداد از طريق شوراى عالى انفورماتيک به شرکتهاى خصوصى واگذار کردهايم و تنها نظارت و مديريت کار را خود به عهده گرفته ايم .
-عزم کشور براى استفاده از لينوس فارسى چيست و آيا قصد داريد سيستم عامل OS جديدى بنويسيد؟
بحث لينوکس حرکتى است که در سطح جهان شروع شده و مختص ايران هم نيست، لذا مساله، انتخاب يک سيستم عامل منبع آزاد براى اجراى سيستمهاى اساسى در کشور است و اين استراتژى است که در کل دنيا اکنون بر روى آن کار مىشود. آمريکا، چين، آلمان، فرانسه، کره و ژاپن و بسيارى ديگر از کشورها به اين نتيجه رسيدهاند.
حال با توجه به لزوم استفاده از سيستمعاملهاى open source، 2مسئله را پيش رو داريم. اولين مساله، فرهنگ سازى براى استفاده از لينوکس در سيستمهاى اساسى کشور است و طبيعى است بر مبناى آن، حمايت کامل زبان فارسى مور نياز است.اين حمايت نيز بصورت حمايت ريشهاى بر مبناى master plan کامل ديده شده است که تقريبا تهيه آن يک سال به طول انجاميده و با همه صاحبنظران در اين زمينه بحث و گفتوگو شده است. حاصل کار نيز در قالب تعدادى زير پروژه براى فارسى سازى سيستم عامل ديده شده است.در اين کار بسيار اصولى ، بسيارى از پروژهها به هم وابستگى پيدا کرده و در قالب 3 رده پيش بينى شده اند؛ رده اول پيشنياز پروژههاى رده دوم و رده دوم پيش نياز پروژههاى رده سوم است.
اکنون طبق برنامه masterplan برنامه در حال پيشروى است. اما تنها امسال قرارداد ديگرى منعقد نشده و بنابراين نمىتوانيم بودجهاى را به شرکتها براى انجام پروژههاى رده سوم اختصاص دهيم و پروژه با تاخير همراه است.
-اين طرح که لينوکس در ايران run شود مربوط به کجاست و چگونه توسط مرکز شريف پيگيرى شده است؟
در سال 79 يک قرارداد تحقيقاتى را با شوراى عالى انفورماتيک به انجام رسانديم که نتايج آن در سايت منعکس شده است و مبناى آن گزارش کاملى از کليه فعاليتهاى فارسىسازى سيستم عامل در ايران مطرح شد.در انتهاى گزارش نيز به اين نتيجه رسيده بوديم که کشور نياز به يک سيستم عاملى دارد که به صورت بومى تهيه شود و در سيستمهاى اساسى مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين، اصل اين مساله از ابتداى شروع فعاليت مطرح بود و ايده اين طرح در مرکز IT شريف به صورت گسترده پيگيرى شد و به دليل صاحب ايده بودن، شوراى عالى انفورماتيک مديريت و انجام آن را به ما سپرد.
البته رساندن اين ايده به قرارداد و حرکت، خود دو سال به طول انجاميد که مقدارى از آن طبيعى است .
– با توجه به تمامى مسائل فکر مىکنيد پروژه چه زمانى به اتمام برسد؟
پروژه طبق برنامه پيش مىرود و حدود 3 سال براى آن درنظر گرفته شده است. البته تاخير هاى ناشى از اختصاص بودجه، زمان پروژه را حداقل يکسال اضافه مى کند. به عبارتى دو سال آينده پروژه تکميل خواهد شد. اما همچنان پروژه ادامه خواهد داشت، چرا که فرهنگسازى و حمايت و پشتيانى از اين مسئله نياز به فعاليت يک سازمان دانشگاهى دارد. بنابراين دانشگاه اين رسالت را ادامه خواهد داد؛ چه بودجهاى تخصيص بگيرد و چه بودجهاى تخصيص نگيرد. چرا که ما اين مسئله را جزو رسالت خود مىدانيم و آن را ادامه مىدهيم.
– اولين محصولى که از لينوکس فارسى حمايت کند چه زمانى به دست مردم خواهد رسيد؟
اين مسئله بستگى به ميزان حمايت از پروژه دارد. اکنون در نقطهاى هستيم که اگر حمايت کافى از لحاظ بودجهاى صورت گيرد، مىتوانيم ظرف 6 ماه، توزيع اوليه لينوکس فارسى را داشته باشيد، اما اين قضيه منوط به حمايت صحيح و به موقع است.
سال آخر را براى برخى کاربردها در حمايت از فارسى سازى درنظر گرفتيم.
اکنون در لايه کاربرد، يکى از شرکتها کارى را با نام شبديکس انجام داده بود و CDهاى زنده را ارائه کرده بود که از آنها براى فرهنگسازى و گسترش استفاده از سيستم عامل در جامعه حمايت صورت گرفت. در حال حاضر با توجه به مدل توسعه متن باز، بسيارى از خروجى هاى اوليه پروژه در توزيع هاى مختلف لينوکس مانند Fedora وsuse استفاده مى شود.
-تاکيد شما براى استفاده سازمان ها از اين سيستم عامل چيست؟
تاکيد ما در مرحله اول به دلايل استراتژيک و اقتصادى بکارگيرى سيستم عامل لينوکس در توسعه برنامههاى اساسى کشور در سمت مردم است.
فرهنگ ساى در اين حوزه به خوبى پيش مىرود و بسيارى از سازمانها و استانها در اين زمينه فعال شده اند و اين علامت سوال براى استفاده کردن و يا نکردن ، براى بسيارى پيش آمده است و در برخى از مناقصات نيز شرط را توسعه در محيط لينوکس قرار دادند که اين مايه خوشبختى است.
اين مساله در سمت کاربر تا حدودى مشکلتر است، چرا که کاربرى که سالهاست با ويندوز کار مىکند، بسيار با مشکل روبروست که از ويندوز وارد محيط سيستم لينوکس شود. البته درجه اهميت اين قضيه کمتر از اهميت آن در شبکهها و serverها و برنامهها و سيستمهاى اساسى کشور است.
به عبارتى در سمت server، فرهنگ سازى در استفاده از لينوکس تا سمت کاربر اولويت بيشترى دارد، سمت کاربر هم زمان بيشترى را طلب مىکند و هم ظرايف بيشترى را مى طلبد، اما در سمت server بسيار راحتتر مىتوان اين مسئله را پيش برد و به اهداف استراتژيک پروژه دست پيدا کرد.
البته اين مساله در سمت کاربر نيز بزودى راه خود را با زمان کار بيشتر پيدا خواهد کرد.
طبق برخورد با جامعه آمارى نيز گروهى که مستعد چنين تغييرى هستند افراد کمتر از 25 سال هستند.در پى مراجعاتى که دانشآموزان دبيرستانى به ما داشتند، در يک جامعه آمارى به صورت خودجوش که چند گروه آنها در مرکز به عنوان کارآموز مشغول به کار شدند و اکنون در مراکز رشد يک گروه را تشکيل دادند، استفاده از اين سيستم عامل تجربه شد.
-آيا جامعه براى استفاده از چنين سيستم عاملى آماده است؟
جامعه در ديد کلى در سمت کاربر آمادگى لازم را ندارد. اما اين که بتواند به عنوان رقيب جدى در کنار ويندوز مطرح شود، به نظرم هنوز راه زيادى مانده و اين مسئله چيزى است که در کل دنيا نيز تجربه شده است. همچنين با توجه به تحولات دنيا خوشبين هستيم که نسل جوان پس از آشنايى با سيستم عامل لينوکس، در استفاده از آن بسيار راقب تر باشند .
– نهايت قضيه؟
اين پروژه در دو سال آينده با ملاحظه تاخيرها به پايان خواهد رسيد، البته تاخير کنونى نيز در سمت ما نيست و اگر توقفى صورت گيرد و بودجه لازم در اختيار قرار نگيرد، مقدارى تاخير پيشبينى مىشود که اميدواريم هرچه زودتر بودجه لازم براى شروع پروژه هاى سال 84 تامين شود.
– فکر مىکنيد استفاده از نيروهاى دانشجو به عنوان نيروهاى بازار از نظر مالى چقدر صرفهجويى دربر دارد؟ و يا حتى بىتجربه بودن آنها، آيا هزينهها را افزايش مى دهد؟
در کليه زمينههاى فناورى اطلاعات در کشور پروژههاى اصلى توسط دانشجويان انجام مى شود و شرکتهاى بزرگتر در حد واسطه هستند. البته بنده توانمندى شرکت ها را نفى نمىکنم، چرا که تجربه مديريت با کاهش هزينه و انجام پروژه با سرعت بالا ارتباط ستقيم دارد.
ما در اين زمينه و استفاده از دانشجويان در قالب شرکت هاى کوچک موفق بوديم، البته در سال اول شرکتها در زمينه مديريتى و تحويل کار مشکلاتى داشتند که طبيعى هم بود. بنابراين تعامل هم خوبىها و هم بدىهايى را داشته است، اما در نهايت اين مسئله جايگاه خود را کسب خواهد کرد.
– وضعيت انجام پروژها را در کشور چگونه ارزيابى مى کنيد؟ به خصوص اينکه اغلب پروژه هاى بسيار در حد خردو کوچک انجام شده و در نهايت نيز در کلان نميتواند چاره ساز باشد.
اين بحث پيچيدهتر از بحث چند پروژه يا تخصيص بودجه است و فکر مىکنم کلا در زمينه فناورى اطلاعات درلايه فرهنگسازى باز مى گردد. به اين معنا که به مسئولان و به مردم بايد منتقل کنيم که فناورى اطلاعات پديده جديدى است و جوامع اطلاعاتى پديده جديد در حال شکلگيرى هستند و اگر ما وارد اين وادى نشويم متحمل ضرر و زيانهاى بسيارى خواهيم شد.
ما تاکنون درگير اين مسئله بدون پيش نيازهاى آن بسيار بوديم. يعنى واقعا سير جامعه داده محور به يک جامعه دانش محور مستلزم برنامهريزى و گذر از يکسرى مسائل اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى است که اگر آنها تحقق پيدا نکند، فناورى اطلاعات هم مانند بسيارى فناورىهاى وارداتى ديگر، کارايى نخواهد داشت.
اين نکته را که ما فکر مىکنيم و يامرح مىکنيم که ما با دنيا فاصله چندانى نداريم، تصور بسيار غلطى است چرا که جوامع دانش محور، پيشينههاى اقتصادى، فرهنگى يا سياسى عديده اى داشتهاند و سالها طول کشيده تاشرايط براى انتقال بشريت به جوامع ابتدايى تا داده محور ، اطلاعات محور و سپس دانش محور آماده شود.
ما هنوز اين مسير را طى نکردهايم، ولى به غلط با نگاه به تکنولوژى و استعدادى که در جوانان کشور است و موفقيتهاى پراکندهاى که درزمينههاى مختلف به دست آوردهاند ،اين ذهنيت ايجاد شده که فاصله چندانى نداريم و به راحتى مىتوانيم اين مسير را حل کنيم.
در حقيقت در جوامعى که انون به صورت دانش محور فعاليتها تنظيم مىشود، سالهاى سال زمينه سازى و بسترسازى شده است تا جامعه پذيراى اين فناورى براى رسيدن به اهدافش شود. لذا ما تنها با ابزار فناورى اطلاعات نمىتوانيم به جامعه اطلاعاتى مبدل شويم. اين ديدگاه بسيار غلط است و متاسفانه اين ديدگاه حاکم بوده وبسيارى هم براساس غلط بودن اين ديدگاه کار خود را آغاز کردهاند.
لذا ايراد اصلى به نبود بسترسازى مناسب باز مىگردد و نه پروژههاى کوچک و بزرگى که انجام مىشود.
در حال حاضر توان انجام يک پروژه بزرگ در کشور وجود ندارد، علت آن نيز به اين مسئله باز مىگردد که نيروهى مستعد با تجربهاى که اين پروژهها را در حد وسيع در دنيا اجراکرده باشند، به اندازه انگشتان دست هم نمىرسد.
اول اين که انجام پروژه Flagship و بزرگ ، با شعار و استفاده از افراد مستعد، قابل مديريت و بهرهبردارى نيست و همچنين نه جامعه توان اجراى آن را دارد و نه نيروى تکنولوژيست و فنى ما توانايى به تحقق رساندن آن را دارد و نه دانشگاههاى ما توان حمايت ازآن رادارند.
به عبارتى در کل ساختار آموزش و پرورش، آموزش عالى و صنعت و رابطه بين آنها بايد تحولاتى اتفاق بيفتد تا بتوانيم يک پروژه بزرگ را به تحقق برسانيم.
اکنون طبق مطالعاتى که بر روى روژه هاى بزرگ دنيا در سال 2000 شده، نشان داده شده است که 70 درصد پروژههاى بزرگ به اهداف خودنرسيده اند و تنها حدود 23 درصد پروژهها موفق عمل کرده اند. يعنى با بودجه در نظر گرفته شده و در زمان مشخص و با خصوصيت مشخص به پايان رسيده اند.
-آيا اين مسئله به ماهيت اين صنعت باز مىگردد و يا امرى کلى در تمامى صنايع است؟
اگر به فناورى اطلاعات ديد ابزارى داشته باشيم، يک مسئله است و اگر جوانب اطلاعاتى را که باعث تحول در جوامع بشرى شدهاند را در نظر بگيريم، مسئله ديگرى است.
اين ابزار مىتواند در آن جامعه کارايى داشته باشد. اما ابزار تنها را نمىتوان در اختيار گرفت و انتظار حرکت و تحول بزرگ را داشت.
به عبارتى اگر کفش ورزشى گران قيمت داشته باشيد به واسطه آن دونده خوبى نخواهيد شد و يکسرى ملزومات قبل از آن مورد نياز است و پس از آن يک کفش خوب مىتواند در موفقيت فرد موثر باشد.
ولى متاسفانه ما اکنون به دنبال همان کفش و خريد آن هستيم.
بنابراين با خريد آن کفش مسئله حل نمىشود و بايد بسيارى زير ساختهاى فرهنگى، اجتماعى و قانونى در کشور اتفاق بيفتد تا فناورى اطلاعات موجب بهرهورى شود.
لذا اين که توسط چند ابزار، يکسرى پروژه انجام دهيم و راه صد ساله را يکساله طى کنيم، دک درستى از فناورى اطلاعات را به ما نخواهد داد.
– اين باور در مرحله اول بايد در مسئولان ايجاد شود؟
باور اين که فناورى اطلاعات چيز خوبى است در مسئولان ايجاد شده و باور اينکه اين صنعت مىتواند باعث يک حرکت و توسعه شود، وجود دارد،اما ديد کلىتر که اين موضوع ابزارى نيست و بسيار عميقتر است شايد به خوبى جانيفتاده است. ما بسيار سريع گرفتار ابزار شدهايم و فکر کرده ايم اجراى چند پروژه مى تواند ما را به سطح کشورهاى توسعه يافته در اين زمينه برساند.
– آيا فکر نمىکنيد در ايجاد اين باور خود مرکز IT شريف هم سهيم است؟
ما همواره ديداههاى خود را مطرح کرده ايم، و دنبال کردن آن به صورت ساخت يافته و وسيع، يکى از سياستهاى اين مرکز بوده است که مقدارى به تاخير افتاده،اما اکنون درحال اجراست. برخى از مسائل واقعا غير قابل پيشگيرى است، يعنى در هر صورت در دنيا با يکسرى واقعيتها روبه روهستيد و براى رسيدن به حد مطلوب، بايد برنامهاجرايى واقعى داشته باشيد.
اگر قرار باشد به جايگاهى برسيم، يک سرى ملزوماتى نياز داريم که اکنون خود را به آن جايگاه رسانده ايم. بنابراين از اين پس مىتوانيم اين کار را انجام دهيم و بسيار ساخت يافته و علمى پيش رويم.
اگر اکنون از اين موضع تخطى کنيم کار غير قابل بخششى است.



