
یادداشتی از آرش پارساپور – روزنامهنگار فناوری: پژوهش آکادمی دیتوم نشان میدهد موج اعتراض به اینترنت پرو در شبکههای اجتماعی نه از سوی فعالان سیاسی حرفهای، بلکه از دل کاربران عادی و روزمره برخاسته؛ کسانی که اینترنت را نه امتیاز، بلکه حق خود میدانند و با غم، خشم و انتظار خواستار بازگشت اینترنت به شرایط گذشته هستند.
به گزارش آیتیایران در روزهایی که قطعی اینترنت بینالملل به یکی از جدیترین بحرانهای اقتصاد دیجیتال ایران تبدیل شده، سرویسی با نام «اینترنت پرو» وارد ادبیات عمومی بیش از پیش وارد کشور شده (پیش از قطعی اینترنت هم سر و کله این موضوع پدیدار شده بود که زومیت در گزارشی بهطور مفصل به آن پرداخته بود) و حالا اینترنت پرو موج تازهای از خشم را در شبکههای اجتماعی برانگیخته است. آکادمی دیتوم، مرکز پژوهشی تخصصی در حوزه رصد و تحلیل سوشال مدیای ایران، حجم و جنس این واکنشها را در دو شبکه اجتماعی محبوب جهانی ایرانیان یعنی ایکس و اینستاگرام رصد و منتشر کرده است.
اینترنت پرو چیست؟
برای درک ابعاد این موج اعتراضی، ابتدا باید دانست که اینترنت پرو چه سرویسی است. اینترنت پرو یا همان اینترنت پایدار کسبوکارها، مدل جدیدی از دسترسی به شبکه است که بیش از آنکه بر سرعت تمرکز داشته باشد، بر پایداری اتصال و دسترسی کممحدودتر به برخی سرویسهای بینالمللی تأکید دارد. به زبان سادهتر: در شرایطی که اینترنت بینالملل برای اکثریت مردم قطع یا شدیداً محدود است، گروهی از کسبوکارها و نهادهای خاص میتوانند با طی مراحل اداری و پرداخت هزینه گزاف، به اتصالی پایدارتر دست پیدا کنند.
گزارشهای اخیر رسانهای نشان میدهد مدیران شرکتها میتوانند برای شمارههای معینی درخواست اینترنت پرو بدهند. ناگفته نماند معاون وزیر ارتباطات تأکید کرده که اینترنت پرو یک راهکار اضطراری برای حفظ حداقل کارکرد اقتصاد دیجیتال در شرایط بحران است و چارچوب آن خارج از وزارتخانه و در سطح تصمیمگیریهای امنیتی کشور تعیین میشود. در هر حال بهنظر میرسد آنچه این سرویس را به کانون بحران تبدیل کرده، نه ماهیت فنی آن، بلکه معنای سیاسی و اجتماعی آن است: اینترنتی که برای عدهای هست و برای عده دیگری نیست.
اعداد اعتراض: نزدیک به ۴.۵ میلیون تعامل
دادههای دیتوم تصویر کمّی قابلتوجهی از این موج ترسیم میکند. در این پژوهش مجموعا ۴ میلیون و ۴۷۸ هزار و ۵۲۱ تعامل در سراسر پستهای مرتبط با اینترنت پرو ردیابی شده است. این پستها در ۹ هزار و ۴۵۵ مطلب منتشر شده در بحث طرفداری از اینترنت منتشر شدهاند. شرکتکنندگان فعال ۵ هزار و ۸۸۵ کاربر منحصربهفرد بودهاند.
نسبت بازتاب نیز حرف جداگانهای دارد: ۱۱۵۴ پست اصلی نوشته شده، اما ۷۴۸۵ بازتوییت رخ داده است؛ نسبتی که نشاندهنده بازتاب ویروسی و گسترده این محتوا در شبکه ایکس است. یک توییت، بهطور میانگین بیش از ۶ بار به اشتراک گذاشته شده تا اعتراض بیشتر از همیشه تکرار و تکرار شود.
چه کسانی معترضند؟ نه سیاسیون، بلکه روزمرهنویسان
شاید مهمترین یافته گزارش دیتوم همین باشد: ۵۴ درصد معترضان به اینترنت پرو را کاربران روزمرهنویس تشکیل میدهند و ۴۶ درصد دیگر سیاسینویسان هستند. این آمار معنای عمیقی دارد؛ اینترنت پرو به موضوعی تبدیل شده که دیگر نه فقط جبهه مخالفان سیاسی، بلکه توده کاربران عادی و مردم معمولی و فریلنسرها، مغازهداران آنلاین، معلمان، پزشکان و هر کسی که کار یا زندگیاش به اینترنت بینالملل وابسته است را به واکنش واداشته.
این آمار در کنار واکنشهای ثبتشده در دادههای کیفی دیتوم معنادارتر میشود.بهعنوان مثال پست سازمان نظام پرستاری که اعلام کرد تا رفع محدودیتهای دسترسی مردم به اینترنت بینالملل، هیچ امتیاز ویژهای درخواست نخواهد کرد، به یکی از پربازدیدترین پستهای اینستاگرام فارسی تبدیل شد. یاشار سلطانی، روزنامهنگار شناختهشده، در توییتی که ۹۶ هزار بازدید گرفت، این طرح را نقد کرد.
غم، خشم و انتظار؛ احساسات سهگانه کاربران
تحلیل احساسی دیتوم از محتوای ایکس و اینستاگرام نشان میدهد احساسات کاربران در برابر اینترنت پرو کاملاً منفی بوده و تنها گروه اندکی از اتصال اینترنت بینالمللی برای گروهی خاص استقبال کردهاند. این احساسات منفی در سه مقوله «غم»، «خشم» و «انتظار» خلاصه میشوند.
مفهوم «خشم» روشن است: گزارشهای میدانی نشان میدهد اینترنت پرو که بهعنوان راهکاری برای حل مشکل کسبوکارها در بحران تعریف شده بود، به یک رانت تبدیل شده. مفهوم «غم» نیز برای از دست رفتن معیشت و خدشهدار شدن به زندگی اقتصادی و در نهایت مفهوم «انتظار» برای بازگشت اینترنت به حالت عادی نیز در متن این بحران کاملاً قابل درک و لمس است.
رانت در لباس اضطرار
آنچه منتقدان را بیش از همه برآشفته، ماهیت طبقاتی این طرح است. اینترنت در تعریف کلاسیک یک زیرساخت عمومی است، مانند آب و برق. اما اینترنت پرو چیزی شبیه این را میگوید: برق هست، اما نه برای همه. ناگفته نماند پژوهشها و بررسیهای زومیت و سایر رسانهها نشان میدهد در بازار سیاه اینترنت پرو، واسطههایی فعال شدهاند که سهمیههای مازاد شرکتها را میفروشند؛ برخی نیز بهعنوان نیروی سازمانی شرکتهایی معرفی میشوند که ظرفیت ثبتنام خالی دارند. هزینه این مسیر برای افراد عادی از ۲ تا ۵ میلیون تومان متغیر است.
دادههای دیتوم نشان میدهد این واقعیت در سوشال مدیا بهخوبی درک شده است. کاربران این طرح را نه اضطراری، بلکه یک رانت سازمانیافته میبینند؛ مکانیزمی که امتیاز اتصال به جهان را بر اساس جیب و رابطه توزیع میکند، نه بر اساس نیاز.
تحلیل دیتوم یک واقعیت مهم را روشن میکند: خشم عمومی نسبت به اینترنت پرو ریشه در محدودیت اینترنت دارد، نه در خود این طرح. اینترنت پرو آینهای است که نابرابری را بزرگتر و عریانتر نشان میدهد. وقتی میلیونها نفر از اینترنت محروم میشوند و عدهای خاص با پرداخت هزینه و داشتن ارتباط میتوانند به آن دسترسی داشته باشند، جامعه آن را تبعیض میبیند و با تمام احساساتش، در شبکههای اجتماعی به آن پاسخ میدهد.





