
یادداشتی از امیر نیری، سردبیر آیتیایران
از ۱۸ دی ۱۴۰۴ ایران وارد یکی از شدیدترین و طولانیترین قطعیهای اینترنت شد. در این قطعی که بیش از ۲۰ روز طول کشید، ارتباطات کاربران با جهان بیرون را بهطور کامل غیر ممکن کرد و تنها شبکهای که فعال بود، همان ساختار محدود داخلی به نام «شبکه ملی اطلاعات» بود؛ اما این شبکه که به عنوان «اینترنت ملی» هم از آن یاد میشود، یک ایراد اساسی دارد؛ اینکه به تنها چیزی که شباهت ندارد اینترنت است.
شبکه ملی اطلاعات؛ دستاورد یا خسارت محض؟
در حالی که مقامات طی روزهای قطعی اینترنت تاکید داشتن که ارتباطات بر بستر شبکه ملی اطلاعات به طور کامل و بدون مشکل برقرار است، برآوردهای رسمی و غیررسمی نشان داد که قطعی اینترنت روزانه ۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور ضرر زده است.
اما سوال اینجاست که این چه شبکه ملی و بومی است که دستاورد آن افت فروش ۹۰ تا ۱۰۰ درصدی کسبوکارهای فعال بر شبکههای اجتماعی است؟ این چه دستاوردی است که اثرات آن طی ۲۰ روز بیش از ۹۰ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور ضربه زده و دولت بستههای چند صد میلیاردی برای جبران خسارت کسبوکارهای آن تعیین میکند؟
شبکه ملی اطلاعات اینترانت است، نه اینترنت
از همان روزهای اولیه پس از قطعی اینترنت، رسانهها و برخی مقامات بارها از عناوینی مثل «اینترنت ملی» یا «اینترنت داخلی» برای توصیف وضعیت استفاده کردند. این عبارتها بهطور ضمنی القا میکنند که شبکه ملی میتواند جایگزین اینترنت آزاد جهانی باشد؛ اما واقعیت تکنولوژیک و تجربی چیز دیگری را نشان داد:
اینترنت واقعی ساختاری جهانی است که امکان ارتباط بین شبکهها و سرورهای سراسر جهان را فراهم میکند و مبتنی بر استانداردهای باز و تبادل آزاد اطلاعات است.
شبکه ملی اطلاعات اما سیستمی بسته است که فقط سرویسهای داخل ایران را در بستر محدود خود قابل دسترسی میکند و نمیتواند «اینترنت جهانی» را جایگزین کند؛ بنابراین چیزی به نام «اینترنت داخلی» مستقل از اینترنت بینالملل وجود ندارد — آنچه هست اینترانت دولتی است که برای دسترسی محدود طراحی شده است.
این را آمار چند هفته اخیر تأیید میکند: در روزهای قطعی سراسری، تقریباً فقط سرویسهای داخلی از طریق شبکه ملی قادر به کار بودهاند و نه دسترسی آزاد به سایتها و سرویسهای خارجی.
پروژه بومیسازی: وعدهها در برابر واقعیت
ایده بومیسازی خدمات دیجیتال و توسعه جایگزینهای داخلی برای سرویسهای خارجی سالهاست در ایران مطرح است. از پروژههای جویشگرهای بومی گرفته تا پیامرسانهای داخلی، هدف آن بوده که کشور وابستگی کمتری به ابزارهای خارجی داشته باشد.
اما تجربه ۲۰ روزه قطع اینترنت چند نکته مهم را روشن کرد. مرورگرهای بومی، علیرغم حمایتهای گسترده دولت از آنها طی سالهای اخیر، همچنان از فراهم کردن نیازهای حداقلی کاربران ناتوان بودند و نتوانستند بار تقاضای کاربران را پاسخ دهند. وزیر ارتباطات نیز چند روز پیش صراحتاً اذعان کرد که کاربران از عملکرد جویشگرهای بومی رضایت ندارند.
از طرفی پیامرسانهای بومی که سالها تلاش کردهاند جایگزین شبکههای اجتماعی خارجی شوند هم در چند روز اول همانند سرویسهای خارجی از دسترس خارج شدند.
نتیجه این شد که حتی در بستر «شبکه ملی» هم زندگی دیجیتال و کسبوکار ایرانیها به شکل قابلقبولی قابل ادامه نبود و این امر پرسشهای جدی درباره قابلیت عملیاتی و کارآمدی پروژههای بومیسازی در شرایط بحران ایجاد کرد.
علاوه بر این، پژوهشگران حوزه دیجیتال به این نتیجه رسیدهاند که هرگاه یک کشور سعی کند سرویسهای خود را از اینترنت جهانی مجزا کند، نهتنها بازار و فناوری ضعیف میشوند، بلکه اعتماد عمومی نسبت به پلتفرمهای داخلی نیز کاهش مییابد.
اینترنت، یکچیز است
آنچه طی این روزها رخ داده، چیزی جز قطع دسترسی به اینترنت جهانی نبوده و شبکهای که با عنوان «اینترنت داخلی» معرفی میشود، در واقع اینترانت بستهای است که تنها خدمات داخلی را منتقل میکند.
اما این واقعیت باید پذیرفته شود: ما فقط یک اینترنت داریم — جهانی، متصل، همگانی؛ چیزی جدا از آن وجود ندارد که بتواند بدون اتصال به آن، زندگی روزمره، کسبوکار، ارتباط انسانی و آزادی اطلاعات را تضمین کند.



