تکنولوژی

چه سرنوشتى در انتظار وب لاگ ها است؟

جام جم آنلاين – از قبل گمان مى شد كه جنگ دوم خليج فارس ، «جنگ اينترنتى» باشد جنگى كه سبب رونق بخشيدن و محبوبيت شبكه براى حال و آينده مى شد.
در ابتداى جنگ نيز رجوع به رسانه ها بسيار بالا رفت و برخى از وب لاگ ها با استقبال كم نظيرى مواجه شدند اما سؤال داغى كه در اينجا مطرح است اينكه از اين پس چه مى شود؟.
براى بسيارى از سايت هاى رسانه هاى جريان اصلى ، بلافاصله پس از پايان يافتن جنگ در اواخر آوريل ، بخش ويژه عراق معنى و اهميت خود را از دست اد. ما انتظار داشتيم كه گرافيك هاى تلويزيونى و درخواست براى فايل هاى صوتى تغيير و يا فروكش كنند و پوشش بيست و چهارساعته پايان پذيرد و نبرد يا اخبار داغ و تازه ترى جايگزين آن شود. اما براى گردانندگان وب لاگ هاى مستقل ، ماجرا فرق مى كند.
براى بسيارى از مبتديان وب لاگ يك نوع سرگرمى است و بسيارى ديگر مى توانند تا زمانيكه انگيزه هايشان رنگ مى بازد «پوشش هرچيزى را كه دوست دارند» ادامه دهند.
اين يعنى تغيير سريع نقاط تمركز يا نگاهى طولانى تر به بازسازى موقعيت در عراق ، مدتها پس ازآنكه فلاش دوربين ها خاموش شده است.
اما گروه ضد جنگ آنلاين ، به طور خاص راه سختى در پيش رو دارد.
اين گروه منتقدين را سازماندهى كرد و اعتراضات عملى و مفيدى را مطرح نمود و به ندرت چنگ و دندانى به نقشه هاى جنگى نشان داد. تلاش اين گروه در http://www.nowarblog.org مواضع ضد جنگ متفكران سياسى متمايل به جناح هاى چپ و راست را منعكس ساخته است. اما شعار فعلى در صفحه اصلى اين سايت اينگونه بيان شده است: كافى است: بلاگ متمايل به راست و چپ ، مخالف حمله به سوريه است.
پيشتر در اين جمله كلمه عراق به جاى سوريه بود و حالا روى آن خط قرمزى كشيده شده و به جاى آن كلمه سوريه نشسته است.
مكس ساويكى ، مالك No War Blog مانند ساير گردانندگان وب لاگ هايى كه با آنها تماس گرفتم گفت : وب لاگ بيشتر از پرداختن به عراق ، افكار غلطى مانند عمليات نظامى پيشگيرانه ، امپراطورى سازى به غلط رايج شده و چيزهايى شبيه به اين را مورد حمله و توجه قرار داد.
متأسفانه اين موارد تا مدتى با ما خواهند بود. اين امر به اين معنى است كه جنگ هاى ديگرى در راه اند كه ما بايد با آنها مقابله كنيم و موضوع دخالت آمريكا در عراق و ساير كشورها موضوعى است كه همچنان زنده خواهد ماند.
شين پل كلى ، وب لاگ نويسى كه Weblog The Agonist را مى نويسد و با Warblogs:cc نيز همكارى دارد پذيرفت كه تمركزش تغيير كرده است.
او مى گويد : ترافيك وب لاگ او و ساير وب لاگ ها نظير Command Post از پايان جنگ تا كنن به شكل فزاينده اى كم شده است.
او مى گويد : هى اين جا آمريكاست. مردم امروز به اين موضوع علاقه دارند و فردا ناگهان در پى چيز ديگرى مى افتند.
جان ليتل ، بلاگرى كه وب لاگ وطن پرستانه ترى را به نام Blogs of war اداره مى كند با شين پل كلى همدردى مى كند.
او مى گويد: در تمام طول جنگ و خصوصا در اوج آن توانسته بودم نظر بسيارى از رسانه ها را به خود جلب كنم .
وب لاگ من در اوج روزهاى جنگ بالغ بر صد هزار بازديدكننده داشت اما حالا به طور ميانگين روزى 4500 نفر از وب لاگ من ديدن مى كنند.
يعنى تنها كمى بيشتر از شروع جنگ ، ليتل Blogs of war را در اكتبر 2002 راه اندازى كرد ، اما مى گويد : تمرك او بيشتر روى خود جنگ ، به معناى عام ، بوده است تا تنها روى موضوع عراق.
بسيارى ديگر از وب لاگ هاى جنگ ، كار خود را در پاسخ به حوادث تروريستى يازده سپتامبر آغاز كردند و با شروع جنگ افغانستان تغيير موضع دادند و پس از آن نيز بر موضوعات عراق ، كره شمالى ، سوريه و اسرائيل متمركز شدند.
ليتل ، وب لاگ خود را از هوستون اداره مى كرد و گزارشات جنگ را با سرعتى باور نكردنى روى وب لاگ قرار مى داد.
او در سه هفته جنگ امريكا با عراق تنها شبى دو ساعت مى خوابيد و همه فكر و ذكر خود را براى روز آمد كردن وب لاگ خود گذاشته بود.
هزينه پهناى باندى كه او در اختيار گرفته بود به ماهى هزار دلار سر زد و او تنها مى توانست روى مبالغى كه خوانندگان براى كمك به او اهدا مى كردند تكيه كند.
لذا ، ليتل تنها به فكر سرعت بود و مى خواست تا خوانندگانش هر وقت از روز يا شب كه به وب لاگ او مراجعه مى كنند سايت او را روزآمد ببينند.
اما با اتمام جنگ ليتل مى گويد: زمانى كه مجسمه صدام در بغداد سقوط كرد ديگر نيازى به ارائه اخبار 24 ساعته به مردم نبود ، او ادامه مى دهد : الان كمتر چيزى روى وب لاگ مى گذارم ولى در عوض راحت ترم.
مخصوصا اين كه ديگر 1000 دلارى در كار نيست و تازه همسرم هم طلاقم نمى دهد.
اما حقيقت غيرقابل گريز در خصوص وب لاگ ها آن است كه بلاگهاى جنگى مستقل ممكن است نسبت به دوران جنگ با استقبال كمترى از سوى مخاطبان مواجه شده باشند اما چيزى كه همواره باعث اداره و ادامه وب لاگ ها بوده است انگيزه ها و علائق شخصى افراد براى اينكار بوده است نه وابستگى آنها به مخاطبان ، چيزى كه رسانه هاى ديگر شديدا به آن بستگى دارند.
لذا مى توان نتيجه گرفت كه بلاگها تا زمانى كه تمايلات شخصى گردانندگانشان زنده است ، ادامه خواهند داشت .
بلاگهاى جنگى كه بيشترين قدرت ماندگارى را دارند ، احتمالا آنهايى هستند كه ديدگاه هاى بلندمدت ترى دارند.
آندرو ليدن كه وب لاگ Iraq war.info را اداره مى كند.
گردش اخبارش را اينگونه مى بينيد كه گويى بيشتر يك سايت تاريخى است كه انتظار مى رود در آينده يك سرى صفحات ويژه نيز به آن اضافه شود.
عده اى ديگر از بلاگرها به تازگى كتابى را كه برگزيده اى از وب لاگهاى جنگى است منتشر كرده اند.
يكى از نويسندگان اين كتاب مى گويد: ما هرگز از كم شدن ترافيك وب لاگها ناراحت نيستيم. ما تنها مى خواستيم اين روند روشنفكرانه را با چاپ اين كتاب ادامه دهيم.
اين نويسنده معتقد است كه : علاقه و تمايل به جنگ خليج فارس دوم و پيامدهاى آن بسيار بيشتر از جشن ها و پايكوبى هاى ناشى از پيروزى جنگ خليج فارس اول است.
اين امر به اين معنى است كه زمينه براى وب لاگها بسيار حاصلخيز و مساعد مى باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا