ایران

مهمانی ارز و انرژی ارزان تمام شده/ غفلت از هوش مصنوعی مصیبت‌زا است

فرزین فردیس، عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی تهران باور دارد دو تغییر بزرگ پیرامون اقتصاد ایران در حال رخ دادن است و غفلت از آن‌ها بزرگ‌ترین مشکل سازمان‌ها است.

او در رویداد «جنگ و صلح اقتصاد آنلاین» توضیح داد چرا سازمان‌های بزرگ در برابر نوآوری مقاومت می‌کنند و چگونه می‌توان سرنوشت نوکیا را تکرار نکرد.

فردیس سخنرانی‌اش در رویداد جنگ و صلح اقتصاد آنلاین را با یک پرسش آغاز کرد: آیا نوکیا نمی‌دانست گوشی‌ها هوشمندتر می‌شوند، یا نمی‌دانست فناوری سریع پیشرفت می‌کند و رقبایش سرسخت‌اند؟ به گفته او، پرسش اصلی این است که سازمانی که در اوج است، چگونه می‌تواند با تغییر محیط، قوانین، فناوری و انتظارات مشتری خود را تغییر دهد تا ناگهان شکست نخورد.

چرا سازمان‌های بزرگ مقاومت می‌کنند؟

فردیس با اشاره به نظریه پذیرش نوآوری گفت افراد و سازمان‌ها زمانی فناوری تازه را می‌پذیرند که دو چیز را باور کنند: اول اینکه واقعاً مفید است و «خالی‌بندی» نیست، و دوم اینکه یادگیری آن آسان و در دسترس است.

اما سازمان‌های بزرگ چند مانع دارند. به گفته او، این سازمان‌ها دچار سوگیری وضعیت موجودند و ترجیح می‌دهند آرام‌تر حرکت کنند، چون تغییر پرهزینه است. زیان‌گریزند و دست‌داشته‌ها را فدای دستاورد تازه نمی‌کنند. و هویت سازمانی‌شان به چیزهای زیادی گره خورده و تغییر آن دشوار است. نوکیا، «امپراتور گوشی‌های کلیدی»، نمونه همین وضعیت بود که حاضر نشد وارد دنیای صفحه‌لمسی شود. او تأکید کرد پذیرش نوآوری فقط به خواستن بستگی ندارد، بلکه به توانایی سازمان در تشخیص ارزش اطلاعات جدید، هضم و درونی‌کردن آن و به‌کارگیری‌اش در اهداف تجاری برمی‌گردد.

پایان مهمانی ارز و انرژی

عضو هیئت رئیسه اتاق تهران از دو تغییر مهم نام برد. نخست، پایان «مهمانی ارز و انرژی»: دیگر یارانه‌ای برای انرژی نمانده و رانتی هم برای توزیع باقی نیست. به گفته او، رقابت از این پس بر سر ارز ترجیحی، آب و گاز ارزان یا انحصار در واردات نیست، بلکه بر سر این است که چه کسی بهره‌ورتر است، دانش بالاتری دارد و نیاز مشتری را بهتر پاسخ می‌دهد.

هوش مصنوعی؛ بزرگ‌ترین موج سرمایه؟

تغییر دوم هوش مصنوعی است. فردیس گفت این فناوری هم‌زمان از چند مسیر مرزهای تولید را گسترش می‌دهد: کاهش هزینه تولید، انطباق دقیق‌تر محصول با نیاز کاربر، آزاد کردن زمان از کارهای تکراری و ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری و خدمات. به نقل از او، پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰ اقتصاد جهان با کمک هوش مصنوعی ۱۴ درصد بزرگ‌تر شود. او هوش مصنوعی را «موج بعدی تشکیل سرمایه» و به احتمال زیاد بزرگ‌ترین موج در تاریخ اقتصاد جهان خواند.

برای نشان دادن سرعت پذیرش، فردیس زمان رسیدن چند فناوری به یک میلیون کاربر را مقایسه کرد: تلفن ۲۰ سال، رادیو ۶ سال، تلویزیون ۴ سال، کامپیوتر شخصی ۳ سال، اینستاگرام ۲ و نیم ماه، و چت‌جی‌پی‌تی تنها ۵ روز. او گفت هوش مصنوعی اکنون اولویت اول سرمایه‌گذاران جهان است و پیش‌بینی می‌شود ۶۵ درصد سرمایه‌گذاری خطرپذیر ۲۰۲۵ به این حوزه اختصاص یابد.

عضو شورای عالی بورس: بازار سرمایه نمی‌تواند هم خزانه دولت باشد، هم موتور تولید

 مهمانی ارز و انرژی ارزان تمام شده/ غفلت از هوش مصنوعی مصیبت‌زا است

احسان دشتیانه در ادامه این رویداد اعلام کرد از ۸۵۸ همت تأمینی که بازار سرمایه در شش ماه نخست ۱۴۰۵ فراهم کرد، ۶۰۱ همت به دولت و شهرداری‌ها رسید و تنها ۲۵۷ همت به بخش غیردولتی.

احسان دشتیانه، عضو شورای عالی بورس، می‌گوید ازدحام دولت بازار اوراق را به «خزانه» تبدیل کرده و بازاری که باید ستون دوم تأمین مالی باشد، در عمل به شاخه‌ای از بودجه دولت بدل شده است.

دشتیانه در توصیف شرایط اقتصاد کلان گفت تورم نقطه‌به‌نقطه در مهرماه ۸۸ درصد بوده و سقف کریدور نرخ بین‌بانکی به ۲۴ درصد رسیده است. بازار سرمایه نیز به گفته او ۸۰ روز در پی جنگ متوقف ماند.

سهم کوچک و رشد ناچیز

به گفته این عضو شورای عالی بورس، سهم بازار سرمایه در پنج ماهه نخست ۱۴۰۵ هنوز زیر ۱۰ درصد است. افزایش این سهم در یک سال تنها سه‌دهم واحد بوده و در شش ماهه نخست، از ۹.۴ به ۹.۷ رسیده است.

از کل ۸۵۸ همت تأمین مالی بازار سرمایه در نیمه اول ۱۴۰۵، حدود ۶۰۱ همت سهم دولت و شهرداری‌ها بوده و ۲۵۷ همت سهم بخش غیردولتی؛ رقمی که به گفته او حدود ۴.۵ درصد از تأمین مالی بنگاه‌ها را پوشش می‌دهد.

بازار اوراق؛ خزانه دولت؟

دشتیانه تأکید کرد ازدحام دولت باعث شده بازار بدهی به خزانه دولت تبدیل شود. به گفته او، سقف انتشار اوراق در لایحه بودجه ۱۴۰۵ به ۱۰۳۰ همت رسیده، در حالی که سال گذشته ۷۵۰ همت بود. انتشار صکوک نیز در نیمه اول امسال ۹۴ درصد رشد کرده و از ۳۴۸ به ۶۷۶ همت رسیده است؛ رقمی که ۷۹ درصد کل تأمین مالی بازار سرمایه را تشکیل می‌دهد. جمع‌بندی او صریح بود: «بازار سرمایه نمی‌تواند هم خزانه دولت باشد و هم موتور محرک تولید.»

بازار سرمایه جایگزین بانک نیست

دشتیانه یادآوری کرد حتی اقتصادهای پیشرفته بانک را جایگزین نکرده‌اند و اروپا همچنان بانک‌محور است. او به عربستان سعودی اشاره کرد، جایی که سهم صکوک ۶۲ درصد است و مانده بازار بدهی از ۵۲۰ میلیارد دلار فراتر می‌رود. به گفته او، حجم صکوک جهان هم تا پایان ۲۰۲۵ از یک تریلیون دلار گذشته است.

او پیشنهاد کرد به‌جای رقابت، مزیت‌های دو شبکه با هم سنجیده شود:

شبکه بانکی: تجهیز سپرده‌ها، خدمات پرداخت و اعتباری، تأمین مالی کوتاه‌مدت و سرمایه در گردش بنگاه‌ها، اعتبار مشتریان خرد و بنگاه‌های کوچک، اعتبارسنجی متقاضیان و ضمانت برای تسهیل انتشار اوراق.

بازار سرمایه: تأمین مالی بلندمدت و طرح‌های بزرگ، جذب منابع سرمایه‌گذاران نهایی و پس‌انداز بلندمدت، افزایش سرمایه و تقویت ساختار مالی شرکت‌ها، توزیع ریسک میان سرمایه‌گذاران و شرکت‌ها، و ابزارهایی مثل شرکت‌های پروژه سهامی عام و صندوق‌های پروژه.

شروط ستون دوم شدن بازار سرمایه

دشتیانه معتقد است بازار سرمایه تا زمانی که دولت بخش بزرگی از ظرفیتش را مصرف می‌کند، نمی‌تواند نقش دوم تأمین مالی را بازی کند. به گفته او، این تغییر پنج شرط دارد و شرط اول از همه مهم‌تر است: نرخ حقیقی نباید منفی باشد. او این را به مهار «سلطه مالی» گره می‌زند؛ یعنی کسری بودجه نباید به رشد پایه پولی، نرخ‌های دستوری و خریدار اجباری اوراق تبدیل شود. وقتی دولت برای پوشاندن کسری، بازار را به خرید اوراق وادار می‌کند، قیمت‌ها دیگر سیگنال واقعی ریسک و بازده نیستند و سرمایه‌گذار خصوصی جایی در بازی ندارد.

شرط دوم ثبات قواعد است. سرمایه‌گذاری بلندمدت، با قوانینی که هر چند ماه یک بار عوض می‌شوند، شکل نمی‌گیرد. شرط سوم عقب‌نشینی دولت از ازدحام است: تا وقتی بخش اعظم تأمین مالی بازار صرف خود دولت و شهرداری‌هاست، بنگاه تولیدی در صف انتظار می‌ماند. چهارم، «پول صبور» و نقدشوندگی است؛ پروژه‌های بزرگ منابعی می‌خواهند که بتوانند سال‌ها بمانند، اما همان سرمایه‌گذار باید مطمئن باشد در صورت نیاز می‌تواند از بازار خارج شود. پنجم، حاکمیت شرکتی و فرایندهای ساده است، چون بدون شفافیت و سازوکار روان، نه شرکت‌ها حاضر به ورود می‌شوند و نه سرمایه‌گذاران به آن‌ها اعتماد می‌کنند.

جمع‌بندی دشتیانه روشن است: بازار سرمایه با بانک رقیب نیست و نباید جایگزین آن هم شود، چون حتی در اقتصادهای پیشرفته بانک ستون اصلی مانده است. اما این بازار برای اینکه مکمل واقعی بانک‌ها و موتور تأمین مالی تولید باشد، باید اول از نقش «خزانه دولت» بیرون بیاید. تا آن زمان، آمار نیمه اول ۱۴۰۵ همین تصویر را نشان می‌دهد: بازاری که رشد کرده، اما رشدش بیشتر به سود بدهی دولت بوده تا سرمایه تولید.

 برای دو سال سایه جنگ آماده باشید؛ توافق با ترامپ بعید است

 

صادق الحسینی اعلام کرد ایران تاکنون شکست نخورده، اما جنگ فرسایشی است و برنده کسی است که دیرتر کم بیاورد.

الحسینی توافق پایدار میان تهران و واشینگتن را بعید دانست و گفت «هر توافقی هم شکل بگیرد، پایدار نخواهد بود.» به گفته او، زندگی در حالت تعلیق برای ایرانیان پیامدهای خطرناکی دارد، اما ایران با تکیه بر موازنه مقاومت و تاب‌آوری می‌تواند سربلند از این دوره عبور کند.

ایران شکست نخورده است

این اقتصاددان گفت دولت ترامپ جنگ را پنج‌هفته‌ای پیش‌بینی کرده بود، اما اکنون ۲۴۵ روز از آغاز آن می‌گذرد. به باور او، با وجود اینکه اقتصاد آمریکا ۱۷ برابر اقتصاد ایران است، ایران شکست نخورده و چهار هدف اعلام‌شده ترامپ محقق نشده است: تغییر حکومت، صفر کردن غنی‌سازی، نابودی توان موشکی و تسلیم بی‌قید و شرط.

او هزینه پنتاگون برای جنگ تا شهریور ۱۴۰۵ را ۴۳.۶ میلیارد دلار عنوان کرد و گفت پیش‌بینی می‌کند ترامپ جنگ را بازنده خواهد بود و کنگره را هم از دست می‌دهد.

«گرگ در تله» و شباهت به ویتنام

الحسینی وضعیت آمریکا را به «گرگ در تله» تشبیه کرد: قدرتی که با ارزیابی غلط وارد تله شده و قدرتش دیگر به کارش نمی‌آید. او ریزش بورس و باخت کنگره را نشانه‌های این وضعیت دانست. به گفته او، این جنگ شبیه ویتنام است: وعده جنگ کوتاه، هدف‌های بزرگ و نتیجه‌ای که از دست رفت. او جنگ را فرسایشی توصیف کرد و گفت برنده کسی است که دیرتر تاب‌آوری‌اش تمام شود؛ مثل مسابقه نفس‌گیری زیر آب.

پنج زنجیر بر پای ترامپ

به گفته این اقتصاددان، پنج محدودیت دست ترامپ را بسته است: موشک، نفت، بودجه، سقف بدهی و جانشین. او گفت ذخایر موشکی آمریکا «به‌طرز عجیبی» کاهش یافته است. الحسینی احتمال استفاده از بمب اتم را کم دانست و هشدار داد اگر چنین شود، بازی جهانی عوض می‌شود، ترامپ در تاریخ نابود می‌شود و بورس آمریکا سقوط می‌کند.

الحسینی همچنین گفت در کوتاه‌مدت باید منتظر یک شوک بزرگ دیگر بود و در نهایت مسیر این جنگ به سمت سناریوی ویتنام می‌رود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا